کاش میشد حس تو را تفسیر کرد
خواب پر راز تو را تعبیر کرد
کاش میشد با تو از رویا گذشت
تا ته دنیا رفت از بندها گسست
کاش میشد برق چشمان تو را باور کنم
شعر و تصنیف قلب تو را از بر کنم
کاش میشد خانه عشق را چراغانی کنم
ابر چشمان تو را بارانی کنم
کاش میشد نسخه عشق در دلها تکثیر میشد
مهلت عاشق شدن تا ابد تمدید میشد
کاش میشد دست در دست هم فراری میشدیم
با سفر به دشت شقایقها بهاری میشدیم
کاش میشد خلق ما مثل اطلسیها نرم بود
قلبمان مثل بستر پروانه ها گرم بود
کاش میشد عکس من در قاب قلبت جای گیرد
قصر معصومیت چشمانمان تا ابد پای گیرد
کاش میشد همسفر با پرستو میشدیم
رهگذر بر روی ابرها به هر سو میشدیم
کاش میشد غنچه های بوسه در هوای فلبمان گل میشدند
ریه هامان از عطر اقاقی پر میشدند
کاش میشد من تو آتش گیتار
ماه عشق ایمان افتخار
کاش میشد همه خوبیها یکجا جمع میشدند
بدیها از کتاب زندگی کم میشدند
کاش میشد واژه کاش را فراموش کنیم
آتش غبطه و حسرت را خاموش کنیم.
مهسا

